| |
دارايي ام |
|
|
در خواب
تمام دارايي ام را سفت در آغوش مي کشم
بيدار که مي شوم
در آغوشم ساکت و آرام خوابيده مي يابمت.
|
|
|
شنبه نوزدهم بهمن 1387 |
|
| |
| |
لرزه عشق |
|
|
ديشب از گريه هايم مي لرزيدم
آنچنان که کوه را بيدار کرد
ماه بيرون آمد
ستاره ها دور هم جمع شدند
تا همه و همه گريه هاي زني را ببينند
که تاب اين همه عشق را ندارد.
|
|
|
چهارشنبه نهم بهمن 1387 |
|
| |
| |
شايد کمي سکوت |
|
|
گاهي سکوت کردن و فکر کردن بهتر از زود تسليم شدن و رفتنه،
اين ها شعار هاي زيبايي هستند که هر روزه توي زندگي خيلي ها استفاده مي شه،
البته فقط براي گفتن و شنيدن.
گاهي سکوت رو که انتخاب مي کنيم
به آرامشي مي رسيم که توي هياهو دنبالش مي گشتيم.
سکوت اين نيست که حرفي براي گفتن نداريم ،
بلکه بر عکس داريم به اين فکر مي کنيم
که از بين اين همه حرف کدومشون مي تونه بهترين باشه براي بيان کردن.
سکوت مي تونه آماده شدن براي شروعي دوباره باشه،
شروعي با انرژي بهتر و بيشتر.
|
|
|
شنبه پنجم بهمن 1387 |
|
| |
| |
دوست داشتن |
|
|
دوست داشتن چيز غريبيه،
خيلي مواقع شده نتونستيم حتي به عزيزترينهامون راحت بگيم که
دوستشون داريم.
من در مورد مادرم اين مورد رو داشتم.
هيچ وقت نتونستم به خاطر غرورم بهش بگم که چقدر دوستش دارم.
اصلاً من توي گفتن اين حرف به کسايي که باهاشون زندگي کردم
مشکل دارم.
ولي از همه بيشتر مادرم...
شما چطور؟! تا حالا به اين فکر کردين که شايد دير بشه؟! |
|
|
سه شنبه یکم بهمن 1387 |
|
| |