ورزش اجباري
تهران بزرگ و زيباي ما كه هر روز صبح زود وقتي ماه در آسمان است تا آخرين رمق روز وقتي باز هم همان ماه در آسمان است ، در آن پرسه زده و به دنبال لقمه ناني هستيم ، بهترين و بزرگترين باشگاه اجباري ورزش و نرمش روزانه شده است.
اين نرمش صبحگاهي از لحظه اي آغاز مي شود كه درب خانه تان را مي بنديد و اولين گامتان را به كوچه مي گذاريد. با قدم زدن روي تله هاي خاك آرام آرام بدنتان را نرم مي كنيد ، اين نرمش پا و كمر تا انتهاي كوچه و تا زماني كه وارد خيابان نشده ايد ادامه دارد كه البته در اين بين مي توانيد براي تحرك بيشتر از دستان خود نيز براي حمل كيف و احتمالاً ظرف فلزي غذايتان استفاده كنيد.
وارد خيابان محله تان كه مي شويد با عبور ناگهاني و ديوانه وار اولين اتومبيل و صداي بوق آزار دهنده اش، يك تير و چند نشانه نصيب شما ميشود كه شامل پرشي نسبتاً كوتاه ولي سريع به عقب و داد و فريادي بلند كه اين يكي نصيب راننده محترم نيز مي شود. البته گوشهاي شما نيز با شنيدن صداي بوق از خواب ناقص بيدار خواهد شد كه اين خود نيز مزيتي ديگر است.
نوبتي هم كه باشد نوبت دويدن است. براي گرم كردن پاهاي خود به دنبال اتوبوس مي دويد و همچنين دست راست خود را به نشانه ايست براي راننده اتوبوس بلند كرده و بليطي سبك نيز در دست داشته باشيد تا شايد زبانم لال متوجه شما شده و اتوبوس را نگه دارد. اين كار براي گرم كردن بازوهاي شما بسيار مفيد است.
داخل اتوبوس كه شديد مي توانيد از فرصت استفاده كرده و براي گرم كردن ستون فقراتتان از ايستان تا مقصد بهره ببريد. البته تكانهاي بيش از حد و ترمز هاي شديد و پشت چراغ قرمز ايستادن را نيز نبايد فراموش كرد.
براي آماده شدن انگشتهايتان از آنها زماني كه در ايستگاه مورد نظر خواستيد پياده شويد استفاده كرده و با حل دادن مردم به زور از اتوبوس پياده شويد.
نوبتي هم كه باشد نوبت مترو است تا باقي مسير را هر چه سريع تر و با هزينه اي كمتر و هواي خنكتر و .... طي كنيد.
خلاصه نوع ورزش مترو را اعلام مي كنم:
مرحله اول دوي با مانع است كه بايد از گيت براي اين منظور استفاده كرد.
مرحله دوم رد شدن از بين افرادي است كه خيلي آرام و با وقار پشت خط قرمز ايستاده اند و منتظر ورود قطار ميباشند.
مرحله سوم، كنار زدن افرادي كه از حول جا ماندن در قطار با خونسردي تمام در حال پياده شدن از قطار هستند، لطفاً از دستان و گاهي پاهاي خود براي اين منظور استفاده كنيد. نيشگون را فراموش نكنيد.
مرحله چهارم، اگر تا بحال فكر نمي كرديد كه مي شود در يك فضايي كه مخصوص مثلاً 100 نفر است 250 نفر حضور داشته باشند ، خب كاري ندارد امتحان كنيد و براي كشش عضلات خود آماده باشيد كه مفيد خواهد بود.
مرحله پنجم، در اين مرحله بايد تمرين كنيد تا در محيطي كه هيچ هوايي وجود ندارد و به شدت گرم است و نوري ديده نمي شود بيشتر از بيست دقيقه تا رسيدن به مقصد زنده بمانيد.
مرحله ششم ، پياده شدن از قطار كه خيلي راحت است چون قرار نيست شما كاري انجام دهيد فقط كافي است بگوييد " من اين استگاه..." تا همين جا را كه بگوييد به ايستگاه كه رسيديد به راحتي و با نرمي از قطار به بيرون پرتاب مي شويد.
خب رسيديم به 100 قدمي محل كار. الان بدني نرم براي پرش از روي چاله هاي خيابان داريد. موفق باشيد...