تبليغاتX
مردي براي تمام فصول

مردي براي تمام فصول

روياهايت را نقاشي خواهم کرد

 

پايان

شمعي رو که به انتظار اومدن تو روشن کرده بودم

خاموش شد.

نه اينکه فکر کني مأيوس شدم از انتظار

نه ...

تو اومدي /.

چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 |

 
 

 

دکتر علي شريعتي انسانها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

1-  آناني که وقتي هستند هستند وقتي که نيستند هم نيستند 

عمده آدمها. حضورشان مبتني به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.



2-  آناني که وقتي هستند نيستند وقتي که نيستند هم نيستند

مردگاني متحرک در جهان. خود فروختگاني که هويتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته‌اند. بي شخصيت‌اند و بي اعتبار. هرگز به چشم نمي‌آيند. مرده و زنده‌اشان يکي است.



3-  آناني که وقتي هستند هستند وقتي که نيستند هم هستند 


آدمهاي معتبر و با شخصيت. کساني که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را مي گذارند. کساني که هماره به خاطر ما مي‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.



4- آناني که وقتي هستند نيستند وقتي که نيستند هستند  

 

شگفت انگيز ترين آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتي که از پيش ما ميروند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم. باز مي‌شناسيم. مي فهميم که آنان چه بودند. چه مي گفتند و چه مي خواستند. ما هميشه عاشق اين آدمها هستيم . هزار حرف داريم برايشان. اما وقتي در برابرشان قرار مي‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت مي‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست مي‌شويم و درست در زماني که مي‌روند يادمان مي آيد که چه حرفها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

 

شنبه بیست و چهارم آذر 1386 |

 
 

چه دعايي کنمت بهتر از اين؟!

خنده ات از ته دل

گر يه ات از سر شوق . . .

 

شنبه بیست و چهارم آذر 1386 |

 
 

رنگ بازي

بازي با رنگهاي زندگي را دوست دارم چرا که تو را با

همين رنگها در دلم ساختم و تو يکباره از روياهايم به

حقيقت پيوستي...

چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 |

 
 

سالروز ازدواج

حضرت علي (ع) و حضرت فاطمه دخت نبي (ص)

 بر همگان مبارک باد

چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 |

 
 

مغايرتهای زمان ما

 

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر

 

مدارک تحصيلی بالاتر اما درک عمومی پايين تر ؛ آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم

. . . 


ادامه مطلب...

سه شنبه بیستم آذر 1386 |

 
 

قطره و سنگ

سوال :  دو قطره آب اگر كنار هم قرار بگیرند چه می كنند؟

 

جواب :  آنها تصویر قطره دیگر را در خود دیده و به هم می پیوندند و یك قطره بزرگتر را  تشكیل می دهند.

. . .


ادامه مطلب...

سه شنبه بیستم آذر 1386 |

 
 

خواص طبي نماز

برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.

ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.

کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود کخ در متعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است.مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد.

تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است.

سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.

سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و طراوت پوست می شود.حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می کند,شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این عم برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است

سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است.

روشن است که نماز فلسفی خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی مفید باشد.

مطالب دیگر با عناویت زیر در آدرس :

http://www.irshafa.ir/post-3045.aspx

*خواندن نماز صبح از ابتلا به بيماری‌های قلبی جلوگيری می‌كند
*خواص طبی نماز : نماز تقویت کننده روح و جسم انسان
*تاثير نماز ، بر سلامت رواني كودكان
*سلامت در پناه معنویت : گزارش نشست سلامت و معنویت
*تأثیر نماز بر بیماری آسم
*دینداران، سالم‌ترند : گزارش نشست سلامت و معنویت
*علم پزشکي و علم دين هم پايه اند
*پیشگیرى از افسردگى با نماز صبح
*تاثیر نماز بر آرامش عضلات

سه شنبه بیستم آذر 1386 |

 
 

پروانه

پروانه ات خواهم شد

و در آسمان آبي دلت عشوه گرانه پرواز خواهم کرد

فرياد ميزنم

عاشقانه عاشقت مي مانم./

دوشنبه نوزدهم آذر 1386 |

 
 

بـيو گـرافـي استاد شهـريار

به مناسبت آغاز پخش سريال شهريار از تلويزيون ايران 

به قـلم جـناب آقاي زاهـدي دوست استاد

اصولاً شرح حال و خاطرات زندگي شهـريار در خلال اشعـارش خوانده مي شود و هـر نوع تـفسير و تعـبـيـري کـه در آن اشعـار بـشود به افسانه زندگي او نزديک است و حقـيـقـتاً حيف است که آن خاطرات از پـرده رؤيا و افسانه خارج شود. 

گو اينکه اگـر شأن نزول و عـلت پـيـدايش هـر يک از اشعـار شهـريار نوشـته شود در نظر خيلي از مردم ارزش هـر قـطعـه شايد ده برابر بالا برود، ولي با وجود اين دلالت شعـر را نـبايد محـدود کرد.


ادامه مطلب...

یکشنبه هجدهم آذر 1386 |

 
 

پالايش ذهن


   
  شما ممکن است بارها عبارت پالايش ذهن را شنيده باشيد امّا هنوز معني آن را ندانيد. پيش از آن که به اين مبحث بپردازيم بيائيد ابتدا دو مثال زير را در نظر بگيريم:

1) اگر گرد و غبار وارد بيني ما شود، فوراً عطسه مي‌کنيم. گاهي اوقات عطسه کردن ما با صداي بلند و خيلي شديد است. تمام بدن ما در اين عمل مشارکت مي‌کند. آيا واقعاً به تمام اين نيروها براي بيرون راندن گرد و غبار نياز داريم؟ بله، بدن ما اين گونه واکنش نشان مي‌دهد. در واقع، اين‌ها واکنش‌هاي غيرارادي بدن و معمولاً بسيار شديد هستند. هنگامي که بدن ما احساس کند که جسمي خارج وارد آن شده است، به شدّت واکنش نشان مي‌دهد تا آن را هر چه سريع‌تر خارج سازد. . .


ادامه مطلب...

شنبه هفدهم آذر 1386 |

 
 

يه آهنگ قديمي از سانتا اِسمرالدا


You're my everything
The sun that shines above you
Makes the bluebirds sing
The stars that twinkle way up in the sky
 
 
 
Tell me I'm in love
When I kiss your lips
I feel the rolling thunder to my finger tips
And all the while my head is in a spin
Deep within, I'm in love
You're my everything
And nothing really matters but the love you bring
You're my everything
To see you in the morning with those big brown eyes
You're my everything
Forever and a day I'm need you close to me
You're my everything
You never have to worry, never fear, for I am near
For my everything
I live up on the land and see the sky above
I swim within her ocean sweet and warm
There's no storm, my love
You're my everything no nothing really matters
But the love you bring
You're my everything
To see you in the morning with those big brown eyes,
You're my everything
Forever and a day I'm need you close to near
You're my everything
You never have to worry, never fear, for I am near
When I hold you tight
There's nothing that can harm you in the lonely night
I'll come to you and keep you save and warm
Yet so strong, my love
When I kiss you lips
I feel the rolling thunder to my fingertips
And all the while my head is in a spin
Deep within
I'm in love
 
 

چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 |

 
 

عروسيمون

امروز چند بار عکساي عروسيمون و تماشا کردم ، هر چي ورق زدم بيشتر دلتنگت شدم، توي عکسا يه چيزايي همه جا بودن ...

عشق لبخند رضايت

 

بيا ديگه اِ ...

 

سه شنبه سیزدهم آذر 1386 |

 
 

انتظار

عمق انتظارم به عمق نگاه تو نخواهد رسيد
 

سه شنبه سیزدهم آذر 1386 |

 
 

وسعت عشقت

دستهايم را به وسعت عشق تو باز کردم

کم آوردم ...

سه شنبه سیزدهم آذر 1386 |

 
 

مجنون

شبي مجنون به ليلي گفت

که اي محبوب بي همتا

تو را عاشق شود پيدا

ولي مجنون نخواهد شد

سه شنبه سیزدهم آذر 1386 |

 
 

بميرم ...

در راه رسيدن به تو گيرم که بميرم

                      اصلاً به تو افتاده مسيرم که بميرم

     يا چشم بپوش از من و از خويش برانم

                                   يا تنگ در آغوش بگيرم که بميرم

سه شنبه سیزدهم آذر 1386 |

 
 

سخن نامه 2

سر قبر شخصی نوشته شده بود : کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر بدهم وقتی بزرگتر شدم متوجه شدم که دنیا خیلی بزرگ است من باید کشورم را تغییر بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم . در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اینک من در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم

. . .


ادامه مطلب...

سه شنبه سیزدهم آذر 1386 |

 
 

اميد...

 

از گابریل گارسیا ماركز می پرسند اگه بخوای یه كتاب صد صفحه ای در مورد امید بنویسی، چی می نویسی؟ می گه 99 صفحه رو خالی می ذارم. صفحه ی آخر سطر آخر می نویسم امید آخرین چیزی است كه می میرد

سه شنبه سیزدهم آذر 1386 |

 
 

"توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش اندازه گرفت؟"

سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.

يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافهي طول فشارسنج خواهد بود." . . .


ادامه مطلب...

سه شنبه سیزدهم آذر 1386 |

 
 

شعر رفتن

اينو براي يکي از عزيزام گذاشتم که هميشه براي سکوتش احترام قائلم...

 

دوباره موج غزل آرزوی دریا کرد

و تکه تکه ی رود عزم ترک صحرا کرد

               

                            میان قافیه ها و ردیف ها می گشت

                            که کوله بار سفر را دوباره پیدا کرد

 

تمام هوش و حواسش به شعر رفتن بود

ترانه ای که دلش را عجیب شیدا کرد

 

                             نشست و وسوسه سیب سرخ را خط زد

                              اگر چه آدم قلبش هوای حوا کرد

 

شبیه کودکیش سنگ خسته ای برداشت

وشیشه های شب تیره را تماشا کرد

 

                             شکسته بود دلش از تمام خاطره ها

                              نگاه تلخ و سیاهی به صبح فردا کرد

 

برای رفتن از این کوه و دشت و این صحرا

حصار خاکی تن را یکی یکی وا کرد

            

                           رسیده بود به دریا و روح آزادش-

                          -درون قلب زلال و عمیق ماواء کرد

دوشنبه دوازدهم آذر 1386 |

 
 

آنروزها رفتند .... آنروزهاي خوب

سلام

الان با يکي از بهترين دوستام داشتم تلفني صحبت مي کردم که اين وسطا يادي از سالهاي پيش کرديم و حسابي هواي اون موقع ها رو کردم. بهر حال فقط خواستم بگم : فريناز رو هر کسي ندارن واگه کسي هم داره قدرشو مثل من نمي دونه ... پيش خودم فکر مي کردم اگه ما دو تا بازم يه جا باشيم يه آتيشي به پا ميشه که نگو و نپرس...

یکشنبه یازدهم آذر 1386 |

 
 

استاد بي مغز

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود. استاد پرسید(آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟) کسی پاسخ نداد.
استاد دوباره پرسید:(آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟) دوباره کسی پاسخ نداد.
استاد برای سومین بار پرسید): آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟) برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفت:(با این وصف خدا وجود ندارد).
دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: (آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟) همه سکوت کردند.
(آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟) همچنان کسی چیزی نگفت.
(آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟)
وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد.

یکشنبه یازدهم آذر 1386 |

 
 

سخن نامه

مهم این نیست که ما در کجا قرار گرفته ایم. مهم این است که ما در چه جهتی حرکت می کنیم.

 آلبرت انیشتین

پیچ جاده ، آخر راه نیست مگر اینکه تو نپیچی!

هیلتر به ناپلون میگه : مابرای شرف می جنگیم ولی شما برای پول . ناپلون می گه : هركس برای چیزی كه نداره میجگد

 

تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سكوتی بر دنیا حاكم میشد ... ..... ناپلئون

 

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کزد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی

 

 

یکشنبه یازدهم آذر 1386 |

 
 

داستان ماهي سياه كوچولو اثر صمد بهرنگي

 

شب چله بود. ته دريا ماهي پير دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هايش را دور خودش جمع كرده بود و براي آنها قصه مي گفت:Go to fullsize image
«يكي بود يكي نبود. يك ماهي سياه كوچولو بود كه با مادرش در جويباري زندگي مي كرد.اين جويبار از ديواره هاي سنگي كوه بيرون مي زد و در ته دره روان مي شد.
خانه ي ماهي كوچولو و مادرش پشت سنگ سياهي بود؛ زير سقفي از خزه. شب ها ، دوتايي زير خزه ها مي خوابيدند. ماهي كوچولو حسرت به دلش مانده بود كه يك دفعه هم كه شده، مهتاب را توي خانه شان ببيند!


ادامه مطلب...

یکشنبه یازدهم آذر 1386 |

 
 

نامه هايم

حرفهاي ناگفته و نامه هاي نانوشته ام را در نگاهم در گرماي آغوشم و در لرزش دستانم نظاره کن ...

یکشنبه یازدهم آذر 1386 |

 
 

باران

اگر يادمان بود و باران گرفت نگاهي به

احساس گلها كنيم

 

یکشنبه یازدهم آذر 1386 |

 
 

مکافات دلدادگی...

بسترنشینی ِ ما مکافاتِ دل‌‌دادگی‌ست... ناخوش‌احوالی‌مان غم‌بادِ دل‌تنگی. لَنگِ مرهمیم بر زخم عاشقی؛ نه شفا. چشم‌انتظار پاقدمت... دیده به درگاهِ در سفیدشد. چاره‌ی مبتلا طبیب می‌داند؛ شرح ِ نسخه دواچی. درد از مرض که نیست. مردی‌کن و بیا.

لانگ شات

شنبه دهم آذر 1386 |

 
 

رد پای عشق

در سکوتم تنها چیز ردپای عشق توست ...

برگرد

چهارشنبه هفتم آذر 1386 |

 
 

شعر انتظار

بغض سنگين [شعر انتظار]



دستم به دامانت در اين آغاز فصل سرد

آخر سكوت تو غزل را مي‌كُشد برگرد

 

آوارغم بر شانه‌هاي شهر را بنگر

شعري بخوان آرامشي پيدا كند اين درد

 

پرواز حتي تا كنارعشق ممكن نيست

بي تو تمام آسمانها مي‌كنندم طرد

 

دنبال چشمانت كجا بايد كبوتر شد؟

اي كاش! دل يك آسمان آيينه مي‌آورد

 

ديگر براي انتظارت گريه مرهم نيست

آقا بگو اين بغض سنگين را چه بايد كرد

.

.

چهارشنبه هفتم آذر 1386 |

 
 

پاییز عمر

سه شنبه ششم آذر 1386 |

 
 

صداقت احساسی و نقش آن در زندگی

صداقت احساسی و نقش آن در زندگی

نويسنده: سوده

صداقت احساسی بدین معناست که احساسات و عواطف حقـیقی خـود را بـیـان کنـیم. برای این کـه بتـوانـیم از نــظر احسـاسی صـادق بـاشیم، باید در وهله اول از احساسات خـود با خبر باشیم. این آگـاهی از احسـاسـات، بـه مـیـزان هـوش احساسی افـراد بستـگی دارد. هـــوش احساسی اسـت کـه فـرد را قـادر می سـازد تـا بـتـواند بـــه طور دقیق احساساتش را تشخیص دهد...


ادامه مطلب...

سه شنبه ششم آذر 1386 |

 
 

پدرم، تاج سرم...

پدرم

تاج سرم

پينه هاي دستت تاوانيست كه بابت عشق فرزندي چو من دادي

 

 

 

یکشنبه چهارم آذر 1386 |

 
 

خداوند

سرشار شو از وجد پرسرور نغمه خوان

بگذار خداوند در وجود تو شاد باشد

بگذار لذت بردن از زندگي

تنها ستايش تو باشد...

یکشنبه چهارم آذر 1386 |

 
 

راز هاي زنده نگه داشتن اميد از نگاه بتسي ويليامز

 

*    سخت تر کار نکنيد ، باهوش تر کار کنيد.

*    فکر کنيد که چقدر سخت است خودتان را تغيير دهيد و بعد خواهيد فهميد که براي تغيير دادن ديگران چه شانس کمي داريد....


ادامه مطلب...

شنبه سوم آذر 1386 |

 
 

دوست

 

دوست من اي گل

هميشه فکر مي کردم شاهزاده ها فقط گل سرخ را مي شناسند ....

 

خوشا به روزگار هميشه پاينده شاهزاده ات

که رفت و تپيدن دل را در نگاه تو نديد

و واي بر روزگار من ....(شعر از سارا.م)

 


ادامه مطلب...

شنبه سوم آذر 1386 |

 
 

من و تو اگه بخوایم میشه ما شیم
آخر قصه بخوابیم
اول ترانه پاشیم/.

 

 

پیوندهای روزانه

 

مطالب اخیر
بن بست
موازي!
امان بده
لامكان و بي زمان ...
ترس
دارايي ام
لرزه عشق
شايد کمي سکوت
دوست داشتن
قهر