تبليغاتX
مردي براي تمام فصول

مردي براي تمام فصول

روياهايت را نقاشي خواهم کرد

 

استاد شهریار

گولوم سنسن .

 باغیم سنسن .

 گلستانیم بهاریم سان
اگر بیر قوش اولارسام من .

خزانسیز لاله زاریم سان
منه مریم . . .


ادامه مطلب...

چهارشنبه سی ام آبان 1386 |

 
 

بيا و ببين (06/08/86)

 

 

هر شب كه به خانه ميروم صداي خنده هايت ديوانه ام مي كند. هر شب كه به خانه ميروم راه رفتن هايت تماشا كردن برنامه ها و گوش كردن ترانه هايت، صداي زيباي گيتارت، خوردن غذايت ، نوشتن ها و خواندن هايت ، بِر و بِر نگاه كردن به چشمان خسته و تنهاي من ...


ادامه مطلب...

چهارشنبه سی ام آبان 1386 |

 
 

... من در برابر تو کیستم ؟

 

و آنگاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم

و مرا صدفی که مرواریدم توئی

و خود را اندامی که روحت منم

و مرا سینه ای که دلم توئی

و خود را معبدی که راهبش منم

و مرا قلبی که عشقش توئی

و خود را شبی که مهتابش منم

و مرا قندی که شیرینی اش توئی

و خود را طفلی که پدرش منم

و مرا شمعی که پروانه اش توئی

و خود را انتظاری که موعودش منم

و مرا التهابی که آغوشش توئی

و خود را هراسی که پناهش منم

و مرا تنهائی که انیسش توئی

و ناگهان سرت را تکان می دهی

و می گویی : نه ، هیچ کدام ! هیچ کدام ، این ها نیست ، چیز دیگری است ،

 یک حادثه دیگری و خلقت دیگری و داستان دیگری است

و خدا آن را تازه آفریده است

هرگز ، دو روح ، در دو اندام این چنین با هم آشنا نبوده اند ،

این چنین مجذوب هم و خویشاوند نزدیک هم و نزدیک هم نبوده اند ...

نه ، هیچ کلمه ای میان ما جایی نمی یابد ...

سکوت این جاذبه مرموزی را که مرا به اینکه نمی دانم او را چه بنامم چنین جذب کرده است

 بهتر می فهمد و بهتر نشان می دهد .

                                           

                    معلم شهید علی شریعتی – گفتگوهای تنهایی صفحه 655

 

چهارشنبه سی ام آبان 1386 |

 
 

من و تو اگه بخوایم میشه ما شیم
آخر قصه بخوابیم
اول ترانه پاشیم/.

 

 

پیوندهای روزانه

 

مطالب اخیر
بن بست
موازي!
امان بده
لامكان و بي زمان ...
ترس
دارايي ام
لرزه عشق
شايد کمي سکوت
دوست داشتن
قهر